به گزارش ورزش سسی، تیم فوتبال نود ارومیه که ابتدای فصل با مانور رسانهای گسترده و شعار «۴۰۰ روز تا لیگ برتر» وارد رقابتهای لیگ یک شد، پس از گذشت ۱۷ هفته و پایان نیمفصل اول، نهتنها نشانی از یک مدعی صعود ندارد، بلکه شرایطش بهگونهای است که زنگ خطر سقوط نیز برای این تیم به صدا درآمده است. نودیها با کسب تنها ۱۸ امتیاز، در رتبه دوازدهم جدول ایستادهاند؛ جایگاهی که تداوم آن، نه رؤیای لیگ برتر، بلکه حتی بقای بیدردسر در لیگ یک را هم با تردیدهای جدی مواجه میکند.
واقعیت این است که فاصله میان شعار و عمل در نود ارومیه از همان ابتدای فصل آشکار بود. این تیم فصل را با هدایت ابراهیم اشکش آغاز کرد، اما خیلی زود وارد چرخه تغییرات شد؛ اشکش رفت، حسین خطیبی آمد و او نیز دوام نیاورد تا در نهایت یحیی بهاری همزمان در دو نقش سرمربی و مدیرعامل قرار بگیرد. چنین بیثباتی مدیریتی و فنی، نتیجهای جز سردرگمی درون و بیرون زمین ندارد و طبیعی است تیمی با این شرایط، نتواند در قامت یک مدعی واقعی صعود ظاهر شود.
با این حال، پرسش اساسی اینجاست که چگونه مدیریت باشگاه، بدون در نظر گرفتن این واقعیتهای روشن، چنین شعار بزرگی را بهعنوان پرچم فصل انتخاب کرد؟ آیا واقعاً تصور میشد تیمی با این حجم از تغییرات، ناهماهنگی و ضعف ساختاری، بتواند ۴۰۰ روز بعد در لیگ برتر حضور داشته باشد؟ حالا بهوضوح مشخص شده آنچه مطرح میشد، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، توهمی رسانهای بود که هزینهاش را هواداران پرداخت کردهاند.
نکته قابل تأمل دیگر، بهانههای تکراری هفتههای گذشته است. رسانه رسمی باشگاه تا همین چند هفته پیش، اغلب ناکامیها را به مشکلات مالی و کمبود بودجه نسبت میداد. این در حالی است که با پیگیریهای رضا رحمانی، استاندار آذربایجان غربی، دو اسپانسر به جمع حامیان مالی نود اضافه شدهاند. حالا این سؤال جدیتر از همیشه مطرح میشود: اگر مشکل اصلی فقط پول بود، پس دلیل ادامه نتایج ضعیف چیست؟ و اساساً اگر وضعیت مالی تا این حد بحرانی بود، شعار «۴۰۰ روز تا لیگ برتر» بر چه مبنایی مطرح شد؟
تناقضها به همینجا ختم نمیشود. چرا این شعار در روزهای پیروزی برجسته میشد، اما در بازیهای مساوی یا شکست، به حاشیه میرفت؟ و حالا چرا دیگر اثری از آن دیده نمیشود؟ آیا واقعیت آنقدر عیان شده که حتی طراحان این شعار نیز ترجیح دادهاند از آن فاصله بگیرند؟
نود ارومیه امروز بیش از هر چیز نیازمند صداقت با خود و هوادارانش است. تا زمانی که باشگاه از فضای شعار و توهم فاصله نگیرد و واقعیتهای فنی، مدیریتی و ساختاری را نپذیرد، نهتنها خبری از لیگ برتر نخواهد بود، بلکه خطر لغزش به سمت دسته پایینتر نیز هر هفته جدیتر احساس میشود. شاید زمان آن رسیده که نودیها از خواب رؤیای ۴۰۰ روزه بیدار شوند و به جای شعار، پاسخگوی عملکرد خود باشند.









































