بحثِ تعصب و غیرت است!
بحثِ تعصب و غیرت است!
بحث، بحثِ خداداد عزیزی نیست؛ بحثِ تعصب است، بحثِ غیرت است، بحثِ دفاع از یک هویت است.

خداداد عزیزی محروم شد؛ اینکه قانون چه می‌گوید، بماند برای اهل قانون. شاید محرومیت چهارماهه حق او بوده و شاید هم نبوده است. قضاوت نهایی با قانون و وجدان افکار عمومی.

اما یک سؤال اساسی اینجاست؛
پیش از آنکه خداداد به تراکتور بیاید، شاید پرشورها دوستش داشتند و شاید هم نه. شاید برای برخی، خداداد همان ستاره سال‌های دور فوتبال ایران بود و برای برخی دیگر، صرفاً یک چهره فوتبالی.

اما اینکه خداداد عزیزی در این دو سال چگونه توانست این‌چنین در دل تی‌تی‌ها جا باز کند، خود حکایت دیگری است.

شاید عده‌ای بگویند خداداد پول می‌گیرد و کارش را انجام می‌دهد.
اما نه…

با پول نمی‌توان انسان را وادار کرد که حیثیت، آبرو و هویت خود را این‌گونه در معرض توهین قرار دهد؛ آن هم انسانی مانند خداداد عزیزی که می‌توانست سکوت کند، کنار بایستد و کم‌هزینه‌تر مسیرش را ادامه دهد.

اگر خداداد امروز محروم شده، از نگاه بسیاری از هواداران دلیلش این است که در لحظه‌ای که احساس کرد حق تراکتور و تراکتوری‌ها در حال پایمال شدن است، خودش را سپر کرد؛ ایستاد، هزینه داد و در نهایت محرومیت نصیبش شد، اما حاضر نشد به سادگی از کنار آنچه بر تراکتور می‌گذرد عبور کند.

شاید همین محرومیت، سرآغاز یک تغییر باشد؛
شاید روزی برسد که فرهنگ و اخلاق در فوتبال ایران، بیش از نتیجه و حاشیه اهمیت پیدا کند. شاید این اتفاق تلنگری باشد برای آنان که سال‌هاست فحاشی، توهین و بی‌احترامی را به بخشی از فضای فوتبال تبدیل کرده‌اند.

و شاید هم هیچ چیز تغییر نکند و فوتبال ایران همچنان در همان مسیر تلخ و لعنتی قدم بردارد…

اما اگر خداداد امروز رک و صریح در برابر چنین رفتارهایی ایستاده و حتی به قیمت محرومیت خودش، از آبرو، حیثیت و نام تراکتور دفاع می‌کند، باید پذیرفت که فوتبال ایران از خداداد، چنین انسانی ساخته است؛ انسانی که یاد گرفته برای چیزی که به آن باور دارد، هزینه بدهد.

فحاشی و توهین، قطعاً جایی در فرهنگ آذربایجان ندارد و نخواهد داشت. این رفتار نه قابل دفاع است و نه مورد تأیید مردم آذربایجان.

اما خداداد عزیزی، فارغ از هر اتفاق و حاشیه‌ای، شایسته حمایت مردمی است که در این سال‌ها او را از نزدیک دیده‌اند و لمس کرده‌اند که چگونه صدای تراکتور و تراکتوری‌ها شده است؛ صدای مردمی که سال‌ها به دنبال کسی بودند که با تمام توان، با چنگ و دندان، از حق و حقوق تیم محبوبشان دفاع کند.

خداداد، خراسانی است؛
اما تعصب تراکتور و آذربایجان را با تمام وجود فریاد می‌زند.

تعصبی که ای کاش در وجود برخی از همان‌هایی بود که از همین خاک و بوم، نام و نان و اعتبار گرفتند، به جایگاهی رسیدند و بعد، یک‌شبه آذربایجان و مردمانش را از حافظه خود پاک کردند!

آذربایجان، فراموش نمی‌کند؛
نه محبت را، نه خیانت را، نه آنهایی را که در روزهای سخت کنار این مردم ایستادند.

در پایان، شاید انتشار چنین یادداشتی از سوی یک رسانه رسمی، با چارچوب‌های مرسوم خبرنویسی و خبرنگاری چندان همخوان نباشد. شاید گفته شود رسانه باید بی‌طرف باشد، فقط خبر را منتشر کند و قضاوت را به مخاطب بسپارد.

اما یک حقیقت را نمی‌توان فراموش کرد:

اگر «ورزش سسی» امروز به جایگاهی رسیده، پیش از هر چیز به لطف مردم، مخاطبان و هواداران ورزش‌دوست آذربایجان بوده است.

رسالت خبری ما بی‌طرفی در انتشار اخبار است؛ اما هویت ما چیزی فراتر از چند تیتر و خبر است.

ما پیش از آنکه یک پایگاه خبری باشیم، خود را متعلق به همین مردم می‌دانیم؛
مردمی که سال‌هاست با عشق، تعصب و غیرت، پای ورزش آذربایجان ایستاده‌اند.

پس در هر شرایطی، اول و آخر، حامی و هوادار ورزش آذربایجان خواهیم بود و بعد، یک پایگاه خبری.

موفقیت ورزش آذربایجان، سربلندی تراکتور و شادی مردم این دیار، آرزوی همیشگی «ورزش سسی» و تک‌تک دست‌اندرکاران این پایگاه خبری است.

این بحث، بحثِ خداداد نیست؛
بحثِ تعصب است، بحثِ غیرت است، بحثِ ایستادن پای هویت و عشقی است که نمی‌توان با هیچ محرومیتی از دل مردم پاکش کرد.

  • نویسنده : مهدی زینال زاده