فرامرز مبارز: من فردوسی پورِ والیبال ایران هستم/ سازِ والیبال این شهر ناکوک است!
فرامرز مبارز: من فردوسی پورِ والیبال ایران هستم/ سازِ والیبال این شهر ناکوک است!
گزارشگران جدید چون دوره دیده نیستند و تحصیلات مرتبط با رسانه و یا بالایی ندارند جملگی ضعیف هستند و در کل کشور قضیه به همین شکل است.

به گزارش ورزش سسی به نقل از آوای آزاد، وقتی صحبت از صعود تاریخی تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ می شود اولین خاطره ای که به ذهن مان می آید گل زیبای خداداد عزیزی به استرالیا با صدای جواد خیابانی است که هنوز بعد از گذشت ۲۸ سال برایمان تازگی و جذابیت دارد. یا نزدیک ده سال پیش که بارسلونا در شبی تاریخی با ستارگانش مقابل پاری سن ژرمن کامبک زد و ۶بر۱ حریفش را در هم کوبید عادل فردوسی پور جمله تاریخی اش را گفت و در ذهن ها ماندگار شد: “چیه این فوتبال اصلا. تمام تن من داره میلرزه. مگه میشه فوتبال اینقدر قشنگ باشه.” به همان میزان که صدای جواد خیابانی یا عادل فردوسی پور برای هواداران فوتبال ایران نوستالژیک و ماندگار است برای هواداران ارومیه ای نیز صدای “فرامرز مبارز” گزارشگر سابق ورزشی استان، یادآور خاطرات والیبالی است. مبدّع جمله معروف “سالنننن روووو به وجدددد میاررره” که امروز ۵۷ ساله شده چندین سال است دیگر پشت میکروفون قرار نگرفته و می گوید عرصه را برای جوان ها خالی کرده است. آنچه در زیر می آید حاصل گفت و گوی جذاب آوای آزاد با فرامرز مبارز گزارشگر و مجری ورزشی و پیشکسوت رسانه صداوسیما آذربایجان غربی است.

آوای آزاد: فرامرز مبارز گزارشگر بازنشسته و کهنه کار ارومیه ای چندساله شده و چگونه وارد حوزه ورزش شده است؟
متولد سال ۱۳۴۷ هستم و مردادماه امسال وارد ۵۷ سالگی شده ام. از ده سالگی ورزش فوتبال را شروع کردم و در رده های نوجوانان، جوانان و امید استان افتخار پوشیدن پیراهن تیمهای منتخب استان را دارم و سال ۶۵ بعنوان بهترین بازیکن جوانان استان انتخاب شدم و تا سال ۷۵ نیز در تیم هایی همچون آذربایجان، راه و ترابری، صنعت نفت و هما توپ زده و در مسابقات قهرمانی جوانان کشور در سال ۶۶ و مسابقات فوتبال بسیج ایران در سال ۶۸ شرکت کردم و پس از سالها در سال ۷۵ و در ۲۸سالگی کفش هایم را آویختم. به قول معروف با اینکه گزارشگر و رسانه ای هستم اما عکس با شورت ورزشی هم دارم! (با خنده)

آوای آزاد: و بعد وارد صداوسیما شدید!
بله. سال ۷۳بود که وارد دانشکده صداوسیما در تهران شدم و تهیه کنندگی خواندم و سپس در صداوسیما بعلت علاقه زیاد به مجری گری و گزارش، در طول ۲۵سال فعالیتم در صداوسیما این حرفه را ادامه دادم و مجری برنامه سیری در ورزش و گزارشگر مسابقات ورزشی بوده ام و خدا توفیق داد در بین سالهای ۸۱ تا ۸۷ در جشنواره های صداوسیما بعنوان برترین تهیه کننده و گزارشگر انتخاب شدم.

آوای آزاد: فکر کنم سابقه اعزام به رقابت های مختلف بین المللی از جمله المپیک را هم بعنوان گزارشگر داشته اید.
بله. چون در دهه ۸۰، هفت سال متوالی بعنوان گزارشگر برتر کشور انتخاب شدم از طرف شورای هماهنگی ورزش صداوسیما به رقابت های مختلف ورزشی اعزام شدم که از این بین می توانم به رقابت های المپیک ۲۰۰۸ پکن، مسابقات آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو، یونیورسیاد جهانی ایرلند (که با معروف و محمدی نژاد قهرمان دانشجویان جهان شدیم) و چندین دوره رقابت های ورزشی بین المللی قبرس و ترکیه اشاره کنم. همچنین افتخار این را داشتم که سه دوره در رقابت های والیبال آسیایی در تهران، اصفهان و مشهد بعنوان گزارشگر حضور داشته باشم و برای هموطنانم گزارش کنم.

آوای آزاد: چندین سال است که گزارشگری را کنار گذاشته اید؟ این گنار گذاشتن اجباری بوده یا اختیاری؟
هیچ اجباری نبود. بعد ۲۵ سال از صداوسیما بازنشست شده و گزارشگری را کنار گذاشتم و وارد فعالیت در حوزه اقتصادی شدم و عرصه را برای جوان ها خالی کردم.

آوای آزاد: دلتان برای گزارشگری تنگ نشده؟ نمی خواهید دوباره پشت میکروفون قرار بگیرید؟
اگر بگویم نه دلم تنگ نشده دروغ گفته ام اما هیچ قصدی برای برگشت دوباره به این عرصه ندارم چون به حد کافی الان مشغله دارم. علاوه بر حوزه اقتصادی که در آن فعالیت می کنم هم اکنون مدیریت تیم ستارگان دهه ۶۰ فوتبال ارومیه را برعهده دارم و پیشکسوتان و ستارگان فوتبال ارومیه را که در دهه ۶۰ در این شهر توپ می زدند را دور هم و در قالب تیم ستارگان دهه ۶۰ فوتبال ارومیه جمع کرده ام که به یاد ایام قدیم تمرین می کنیم و با تیم های مختلف مسابقه می دهیم.

آوای آزاد: شما جمله معروفی در دوران گزارشگری داشتید با این مضمون که وقتی تیم های ارومیه ای یک امتیاز حساس می گرفتند، به نام بازیکن اشاره می کردید و می گفتید: “سالنننن روووو به وجدددد میاررره” و به نوعی امضای کار شما بود.
دقیقا. همه گزارشگران ورزشی در ایران یک تکیه کلام دارند و من هم با این جمله هیجان زیادی به مخاطبینم می دادم و این جمله به نام من در تاریخ گزارشگری ورزشی ایران ثبت شده است و اکثر والیبال دوستان ارومیه ای گزارش بازی هایم مخصوصا در دهه ۸۰ و دوران تیمداری تیم هایی همچون پگاه، آذرپیام و فولاد ارومیه خاطرات شیرینی دارند.

آوای آزاد: به نظرتان گزارشگران جدید توانسته اند جای شما را پرکنند؟
بدون تعارف می گویم گزارشگران جدید چون دوره دیده نیستند و تحصیلات مرتبط با رسانه و یا بالایی ندارند جملگی ضعیف هستند و در کل کشور قضیه به همین شکل است. آدم مغروری نیستم اما فوتبال با گزارش عادل فردوسی پور زیباست و والیبال با گزارش فرامرز مبارز. البته این نظر من نیست و نظر کارشناسان ورزشی صداوسیماست. شما ببینید وضعیت گزارش های فوتبال کشور را. گزارش یک رویداد ورزشی، حرفه ای تخصصی و سخت است و در کل دنیا شما بیشتر از ۵۰ نفر نمی توانید گزارشگر تخصصی و حرفه ای ورزشی پیدا کنید و مدام باید اطلاعات خود را به‌روز کنید. من در زمان فعالیتم در دو دوره تخصصی برای گزارشگران ورزشی شرکت کردم که در یکی از آنها یکی از گزارشگران ارشد بی بی سی بعنوان مدرس و عادل فردوسی پور نیز مترجم دوره بود که با نمره بالایی گواهی قبولی گرفتم.

آوای آزاد: بعنوان یک کارشناس ورزشی چرا شهر ارومیه که مهد والیبال ایران و آسیاست پس از سالها هنوز در حسرت یک قهرمانی لیگ برتر والیبال ایران است؟
ببینید ما تمامی ابزارها را داریم. مربیان حرفه ای، بازیکنان مستعد، سالن زیبا و از همه مهمتر هواداران عاشق والیبال که هیچوقت در روزهای خوب و بد تیم شان را رها نکرده اند. پس مشکل کجاست؟ مشکل این است که ما هیچ وقت متحد نبودیم و کار گروهی در این شهر معنایی ندارد و هرکس ساز خودش را می زند. اگر بخواهم تهران را فاکتور بگیرم هیچ شهری به اندازه ارومیه مربی کاتاگوری (بین المللی) ندارد و تقریبا برای همه آنها یکبار فرصت هدایت سکان تیم های لیگ برتری ارومیه فراهم شده ولی هیچوقت قهرمان نشده ایم چون با عرض معذرت هرکدام از آقایان ساز خودشان را می زنند و به قول معروف، ساز والیبال این شهر ناکوک است. در این ۱۳سالی که از تیمداری شهرداری می گذرد بیش از هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال هزینه شده است اما نتیجه چه بوده؟ هیچ قهرمانی! با این وضعیت نیز قهرمانی بعید است. اما در آنطرف شهر آمل یک بهروز عطایی دارد که چندین بار با او قهرمان لیگ برتر شده، قهرمانی جام باشگاه های آسیا را کسب کرده و به جام باشگاه های جهان رفته و تقریبا به همه افتخاراتی که یک تیم والیبال ایرانی می توانست به دست بیاورد دست یافته است. حتی مربی اش را سرمربی تیم ملی کرده است اما ما چه؟ ما هیچ، ما نگاه!

آوای آزاد: و حرف آخر …
در آخر بهترین ها را برای مردم سرزمینم آرزو می کنم و امیدوارم مردم ارومیه به آنچه که لایقش هستند برسند. از نشریه آوای آزاد نیز که این فرصت را در اختیار بنده قرار داد تا گپ و گفت صمیمانه ای داشته باشیم سپاسگزارم.