به گزارش ورزش سسی، با وجود گذشت چند ماه از دیدار تیم ملی فوتبال ایران برابر امارات در مرحله مقدماتی جام جهانی، همچنان ویدیویی در فضای مجازی دستبهدست میشود که لحظاتی پیش از آغاز این مسابقه را به تصویر میکشد؛ جایی که علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی، بار دیگر در ورزشگاه با شدیدترین الفاظ توهینآمیز و اهانتهای ناموسی از سوی بخشی از تماشاگران مواجه میشود. اتفاقی که اینبار در حضور تیم عربی حریف رخ داد و تصویری تلخ و تأسفبار از فضای فوتبال ایران به نمایش گذاشت.
این حواشی تنها به دیدار با امارات محدود نماند. در مسابقه بعدی تیم ملی مقابل ازبکستان نیز گزارشها و شواهد متعدد از تداوم فحاشیها و اهانتهای گسترده علیه بیرانوند حکایت داشت؛ اهانتهایی که بنا بر گفته بسیاری از کارشناسان، از سوی هوادارانی منتسب به باشگاه پرسپولیس صورت گرفت و تأثیر مستقیمی بر برهم خوردن تمرکز دروازهبان تیم ملی، دریافت دو گل غیرمنتظره و در نهایت ناکامی ایران در مقطع حساس مسیر صعود به جام جهانی داشت.
با این حال، آنچه بیش از خود این اهانتها موجب آزردگی افکار عمومی شده، سکوت سنگین و معنادار کمیتههای اخلاق و انضباطی، داوران، ارکان فدراسیون فوتبال و حتی دستگاه قضایی در برابر این اتفاقات است؛ سکوتی که این شائبه را تقویت میکند که برخورد با فحاشی و توهین، نه بر پایه اصول و قوانین یکسان، بلکه بر اساس ملاحظات مقطعی، جغرافیایی و بعضاً باشگاهی صورت میگیرد.
در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا اهانت به اسطورهها و بازیکنان فعلی تیم ملی ـ حتی به بهای به خطر افتادن صعود ایران به جام جهانی ـ امری قابل اغماض است، اما واکنشهای مشابه یا یادآوری هویت یک همشهری، ناگهان بهعنوان «آسیب به نام ایران» تلقی میشود؟ آیا حرمت نام ایران تنها در یک جغرافیا یا یک روایت خاص تعریف میشود؟
بیتردید فحاشی، توهین و اهانت در هر شکل و از سوی هر فرد یا گروهی، رفتاری مذموم و غیرقابل دفاع است؛ اما آنچه بیش از همه نگرانکننده به نظر میرسد، تبعیض آشکار در نحوه برخورد با این پدیده است. تبعیضی که در صورت تداوم، نهتنها اخلاق و عدالت ورزشی را قربانی خواهد کرد، بلکه خود به عاملی جدی برای خدشهدار شدن نام ایران در عرصه ملی و بینالمللی تبدیل میشود.









































