به گزارش ورزش سسی، در شبی که ورزشگاه آزادی مملو از تماشاگر بود و استقلالِ آندرهآ استراماچونی برای تثبیت اقتدار خود پا به میدان گذاشته بود، کمتر کسی باور داشت قهرمان واقعی زمین، تیمی از تبریز باشد. استقلال با گل شیخ دیاباته پیش افتاد و سکوهای آزادی به وجد آمد؛ اما داستان فوتبال، همیشه آنطور که میزبان میخواهد پیش نمیرود.
ماشینسازیِ رسول خطیبی، در همان نیمه اول با قلبی سرشار از جسارت، ورق بازی را برگرداند. محمد قادری و احمدرضا زندهروح با دو گل تماشایی، استقلالِ پرستاره را شوکه کردند و یکی از بهیادماندنیترین کامبکهای تاریخ لیگ برتر را رقم زدند؛ کامبکی که هنوز هم با مرورش، برق غرور در چشم فوتبالدوستان آذربایجان دیده میشود. آن شب، ماشینسازی فقط یک تیم نبود؛ نماد امید، غیرت و رؤیای شهری بود که سالها برای دیده شدن جنگیده بود.
اما امروز، وقتی به آن شب پرافتخار نگاه میکنیم، حسرت جای غرور را گرفته است. پرسشی تلخ و سنگین ذهن هواداران فوتبال آذربایجان شرقی را رها نمیکند: چگونه ممکن است تیمی با آن پیشینه، آن اصالت و آن افتخار، اینگونه رها شود و به مرز انحلال برسد؟
انتقاد از مسئولان هیأت فوتبال استان و مدیران ورزشی، دیگر یک گلایه ساده نیست؛ فریادی است از دل تاریخ. سالها بیتوجهی، سوءمدیریت و تصمیمهای مقطعی، دست به دست هم داد تا تیمی که میتوانست سالها پرچمدار فوتبال شمالغرب کشور باشد، به خاطرهای دردناک تبدیل شود. وقتی صفحات تاریخ فوتبال را ورق میزنیم و به شب درخشان آزادی میرسیم، بیش از هر زمان دیگری درمییابیم که این پایان تلخ، اتفاقی ناگهانی نبود؛ نتیجه زنجیرهای از کوتاهیها و بیمسئولیتیها بود.
امروز از آن ماشینسازی جسور، از آن تیم جنگنده و از آن افتخار بزرگ، تنها خاطرهای باقی مانده که مرورش، دل هر هوادار فوتبال در آذربایجان شرقی را به درد میآورد؛ دردی از جنس فراموش شدن، از جنس رها کردن سرمایهای که میتوانست هنوز هم زنده باشد… 💔💚









































