۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴… روزی که قرار بود روز افتخار باشد، به تلخترین کابوس تبدیل شد.
در همان روز، تراکتور فقط یک جام را از دست نداد؛ امید، عدالت، و اعتماد میلیونها دل عاشق را هم با خود برد.
۳۶۵۳ روز گذشت…
روزی نبوده که پرشورها آن لحظه لعنتی را از یاد ببرند.
لحظهای که همه چیز آماده بود: سکوها میلرزید، اشکها جاری بود، شادی در رگهای ورزشگاه میدوید.
تونی در آغوش کیانی، فریاد قهرمانی میکشید…
اما ناگهان، صدای یک زمزمه تلخ، همه چیز را دگرگون کرد.
گفتند سپاهان برده…
لبخندها یخ زد، سکوتی سنگین بر سکوها نشست.
و در دل آن تراژدی، نامی ماندگار شد: علیرضا فغانی.
داوری که با سوتهای مشکوکش، مسیر بازی و سرنوشت تراکتور را عوض کرد.
نه… آن روز فقط یک جام را از ما نگرفتند.
آن روز، با غرورمان بازی شد.
آن روز، حقیقت دفن شد زیر آوار سیاست، تبعیض، و بیعدالتی.
اما امروز…
بعد از یک دهه درد و انتظار، عدالت به ما لبخند زد.
امروز، تراکتور قهرمان است؛ نه به لطف کسی، نه با هدیهای از بالا… بلکه با غیرت، با رنج، با خون دل.
این جام، فقط یک قهرمانی نیست…
این، دادخواهی است.
این، حق ماست که ۱۰ سال دیر رسید،
اما بالاخره رسید!
🖌️ داود حسن زاده









































