یک بام و دو هوا!
یک بام و دو هوا!
در ماه‌های اخیر، بحث درباره بهترین تیم ملی تاریخ فوتبال ایران در جام جهانی و مقایسه نسل فعلی با نسل ۱۹۹۸، بار دیگر به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز فوتبال ایران تبدیل شده است؛ بحثی که در مقاطعی میان چهره‌هایی مانند علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، و علیرضا بیرانوند، دروازه‌بان باسابقه تیم ملی، نیز بازتاب پیدا کرد و واکنش‌های مختلفی را در فضای رسانه‌ای به همراه داشت. اکنون اما حواشی دیدار گل‌گهر و تراکتور، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا رسانه‌ها در مواجهه با چهره‌های مختلف فوتبال ایران از یک استاندارد واحد استفاده می‌کنند یا خیر.

به گزارش ورزش سسی،در جریان دیدار گل‌گهر و تراکتور، اتفاقی میان امید عالیشاه و خداداد عزیزی شکل گرفت که حواشی آن پس از پایان مسابقه نیز ادامه پیدا کرد. ویدیوی منتشرشده از جریان بازی نشان می‌دهد که میان عالیشاه و خداداد عزیزی درگیری لفظی شکل گرفته و توهین از سوی بازیکن گل‌گهر نسبت به مدیر تراکتور مطرح شده است؛ اتفاقی که طبق روایت‌های منتشرشده، آغازگر زنجیره حواشی بعدی بوده و پس از مسابقه نیز ماجرا به فضای رختکن کشیده شده است.

در ادامه این اتفاق، فایل صوتی منتسب به خداداد عزیزی در فضای مجازی منتشر شد و واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت. انتشار این فایل، بار دیگر حاشیه‌های دیدار دو تیم را به صدر اخبار فوتبال ایران آورد و باعث شد موضوع از یک درگیری لفظی در جریان مسابقه، به مسئله‌ای گسترده‌تر در فضای رسانه‌ای تبدیل شود.

اما فارغ از اینکه در نهایت مراجع انضباطی فوتبال درباره این اتفاق چه تصمیمی خواهند گرفت، آنچه قابل تأمل است، نحوه مواجهه رسانه‌ها با چنین اتفاقاتی است.

در ماه‌های گذشته، زمانی که بحث بهترین تیم ملی تاریخ ایران در جام جهانی و مقایسه نسل ۱۹۹۸ با نسل فعلی مطرح شد، علیرضا بیرانوند با انتقادهای گسترده‌ای از سوی بخشی از رسانه‌ها مواجه شد؛ دروازه‌بانی که سه دوره متوالی در جام جهانی حضور داشته و طی سال‌های گذشته یکی از چهره‌های ثابت تیم ملی ایران بوده است.

بیرانوند علاوه بر سه حضور متوالی در جام جهانی، سابقه بازی‌های مهم و تعیین‌کننده در تیم ملی و فوتبال باشگاهی ایران را در کارنامه دارد و مهار پنالتی کریستیانو رونالدو در جام جهانی ۲۰۱۸ یکی از ماندگارترین لحظات دوران ملی او محسوب می‌شود. او طی سال‌های گذشته یکی از مطرح‌ترین دروازه‌بانان فوتبال ایران بوده و در رقابت‌های مختلف ملی و باشگاهی تجربه قابل توجهی به دست آورده است.

در سوی دیگر، امید عالیشاه نیز از بازیکنان باسابقه فوتبال باشگاهی ایران است، اما از نظر کارنامه ملی فاصله قابل توجهی با بیرانوند دارد. عالیشاه تنها دو بازی ملی در کارنامه دارد و سابقه حضور در جام جهانی را نیز ندارد. همین تفاوت کارنامه، پرسشی جدی را درباره نحوه برخورد رسانه‌ای با حواشی این دو بازیکن ایجاد می‌کند.

اگر در گذشته رفتار یا اظهارنظر بیرانوند با واکنش شدید برخی رسانه‌ها مواجه شده است، آیا اکنون نیز همان معیار درباره امید عالیشاه اعمال خواهد شد؟ آیا همان رسانه‌هایی که در آن مقطع به شکل گسترده علیه بیرانوند موضع گرفتند، درباره اتفاقی که طبق ویدیوی منتشرشده از جریان بازی آغاز شده و سپس به حواشی رختکن کشیده شده است نیز همان میزان حساسیت را نشان خواهند داد؟

پرسش دیگری نیز در این میان وجود دارد؛ آیا میان اسطوره‌های نسل‌های مختلف فوتبال ایران تفاوتی در نوع برخورد رسانه‌ای وجود دارد؟ خداداد عزیزی و علی دایی بدون تردید از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال ملی ایران هستند و نام آنها با یکی از درخشان‌ترین دوره‌های فوتبال ایران، یعنی جام جهانی ۱۹۹۸، گره خورده است. اما جایگاه تاریخی و اسطوره‌ای یک چهره نباید به معنای مصونیت او از نقد باشد.

همان‌طور که سابقه و افتخارات بیرانوند نباید مانع نقد عملکرد یا رفتار او شود، جایگاه تاریخی خداداد عزیزی و دیگر ستاره‌های فوتبال ایران نیز نباید باعث شود رفتار آنها از دایره نقد حرفه‌ای خارج شود. رسانه حرفه‌ای باید یک معیار داشته باشد؛ معیاری که با تغییر نام بازیکن، رنگ پیراهن یا تعلق باشگاهی تغییر نکند.

اینجاست که نقش رسانه‌های ورزشی اهمیت پیدا می‌کند. اگر توهین و بی‌احترامی محکوم است، باید فارغ از اینکه چه کسی آن را انجام داده محکوم شود. اگر یک بازیکن به دلیل رفتارش مورد انتقاد قرار می‌گیرد، بازیکنان دیگر نیز باید با همان معیار مورد ارزیابی قرار بگیرند. نمی‌توان برای یک نفر کوچک‌ترین حاشیه را به مسئله‌ای بزرگ تبدیل کرد و در مورد فردی دیگر، اتفاقی مشابه را نادیده گرفت.

اکنون این پرسش مطرح است که آیا تعلق علیرضا بیرانوند به تراکتور در نوع برخورد برخی رسانه‌ها با او تأثیر داشته است یا خیر؟ برای پاسخ قطعی به این سؤال به شواهد بیشتری نیاز است، اما مقایسه واکنش‌های رسانه‌ای در پرونده‌های مختلف نشان می‌دهد که این موضوع دست‌کم ارزش طرح و بررسی دارد.

فوتبال ایران به رسانه‌ای نیاز دارد که رنگ پیراهن را کنار بگذارد و اصل اتفاق را ببیند. نه سابقه یک بازیکن باید او را از نقد مصون کند و نه محبوبیت یا تعلق باشگاهی یک نفر باید باعث شود برخورد رسانه‌ای با او شدیدتر شود.

در نهایت، ماجرای گل‌گهر و تراکتور فقط یک درگیری لفظی یا یک فایل صوتی نیست؛ این اتفاق بار دیگر آزمونی برای رسانه‌های فوتبال ایران است. آزمونی که مشخص می‌کند آیا قرار است معیار نقد بر اساس نام و رنگ پیراهن افراد تغییر کند یا اینکه همه چهره‌ها، از ستاره‌های باسابقه تیم ملی تا بازیکنان کم‌سابقه‌تر، با یک استاندارد حرفه‌ای و یکسان مورد قضاوت قرار خواهند گرفت.