به گزارش ورزش سسی، باشگاه نود ارومیه پیش از آغاز رقابتهای لیگ یک، با تبلیغات گسترده و وعدههایی بزرگ وارد مسابقات شد؛ وعدههایی که بیش از آنکه مبتنی بر برنامهریزی و واقعیت باشند، رنگ و بوی هیجان رسانهای داشتند. اکنون اما حاصل این رویکرد شعاری، بهوضوح پیش چشم هواداران قرار دارد؛ نود نیمفصل اول را با کسب تنها ۱۸ امتیاز از ۱۷ مسابقه و قرار گرفتن در رتبه دوازدهم جدول به پایان رسانده است؛ جایگاهی که هیچ تناسبی با ادعای صعود به لیگ برتر ندارد.
نخستین نشانههای ناکامی این پروژه، در بیثباتی فنی تیم نمایان شد. نود فصل را با هدایت ابراهیم اشکش آغاز کرد، در ادامه حسین خطیبی را روی نیمکت نشاند و حالا یحیی بهاری بهصورت همزمان عهدهدار مسئولیت سرمربیگری و مدیرعاملی شده است. سه تغییر در کادر فنی طی تنها یک نیمفصل، آن هم برای تیمی که سودای لیگ برتر در سر داشت، بیش از هر چیز بیانگر سردرگمی مدیریتی است.
با این حال، مشکلات نود صرفاً به نیمکت محدود نمیشود. باشگاهی که در ابتدای فصل از جذب دو اسپانسر سخن میگفت، حالا با اعتراض بازیکنانی روبهروست که مدعیاند تاکنون هیچ دریافتی مالی نداشتهاند. پرسش اساسی اینجاست؛ اگر منابع مالی در اختیار باشگاه نبوده، انتشار اخبار مربوط به جذب اسپانسر بر چه مبنایی صورت گرفته و اساساً شعار پرهزینه «۴۰۰ روز تا لیگ برتر» چگونه مطرح شده است؟
نود ارومیه حتی در بُعد هویتی و اخلاقی نیز عملکرد قابل دفاعی از خود بهجا نگذاشته است. جشن و حواشی پس از پیروزی مقابل مس سونگون، تیمی از همان منطقه آذربایجان، بهجای حفظ حرمتها و تأکید بر همبستگی منطقهای، بیشتر به نمایش اغراقآمیزی شباهت داشت که فاصله میان شعارهای باشگاه و رفتار عملی آن را آشکارتر کرد.
اکنون با پایان نیمفصل نخست، نه از آن ادعاهای پرزرقوبرق چیزی باقی مانده و نه از اعتباری که در فضای مجازی ساخته شده بود. شرایط بهگونهای رقم خورده که شاید مدیریت، بهجای تکرار شعار نخنمای «۴۰۰ روز تا لیگ برتر»، بهتر باشد از واقعیتی ملموستر سخن بگوید؛ «۲۰۰ روز برای بقا».
در آستانه نقلوانتقالات نیمفصل دوم، جدایی تدریجی بازیکنان نود به دلیل عدم دریافت مطالبات، زنگ خطری جدی برای آینده این باشگاه است؛ تیمی که با وعدههای بزرگ آغاز کرد اما حالا درگیر ابتداییترین الزامات حرفهای فوتبال شده است. نود ارومیه اگر همچنان بر مسیر شعار و نمایش بهجای برنامهریزی و ثبات حرکت کند، نهتنها رویای لیگ برتر را محقق نخواهد کرد، بلکه باید نگران سقوطی باشد که اینبار، کاملاً واقعی است.








































