او و دوستانش مردودِ همیشگی‌اند!
او و دوستانش مردودِ همیشگی‌اند!
حواشی دیدار ملوان بندرانزلی و تراکتور در ۲۴ ساعت گذشته به نقطه‌ای رسیده که در دیار آذربایجان، از استاندار و نمایندگان مجلس گرفته تا اعضای شورای شهر، هنرمندان، بازیگران، فعالان رسانه‌ای و چهره‌های شناخته‌شده، هر یک با انتشار بیانیه، اظهارنظر یا انجام مصاحبه، خواستار برخورد قاطع با عوامل اتفاقات تأسف‌بار ورزشگاه سیروس قایقران شده‌اند. اما پرسش اساسی اینجاست؛ آیا فدراسیون فوتبالی که طی سال‌های گذشته نتوانسته مانع تکرار توهین‌های قومیتی، نژادپرستانه و ناموسی در ورزشگاه‌ها شود، این‌بار قادر خواهد بود عدالت مورد انتظار افکار عمومی را برقرار کند؟

به گزارش ورزش سسی، دیدار هفته نهم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران میان تیم‌های ملوان بندرانزلی و تراکتور در حالی قرار بود به میزبانی انزلی برگزار شود که به دنبال شعارهای توهین‌آمیز قومیتی و فحاشی‌های ناموسی علیه بازیکنان تراکتور و مردم آذربایجان، اعضای تیم تراکتور از حضور در مسابقه خودداری کردند تا تعیین تکلیف نهایی این دیدار به مراجع انضباطی فدراسیون فوتبال واگذار شود.

اتفاقاتی که نه‌تنها خشم و ناراحتی گسترده هواداران تراکتور را به همراه داشت، بلکه واکنش بسیاری از مسئولان و چهره‌های اجتماعی آذربایجان را نیز برانگیخت. در ۲۴ ساعت گذشته، تقریباً تمامی مسئولانی که در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی آذربایجان نسبت به این موضوع موضع‌گیری کرده‌اند، ضمن محکوم کردن رفتارهای رخ‌داده، خواستار رسیدگی فوری، برخورد قانونی با خاطیان و جلوگیری از تکرار چنین حوادثی شده‌اند.

اما در میان تمامی این واکنش‌ها و مطالبه‌گری‌ها، یک پرسش مهم همچنان بی‌پاسخ مانده است؛ قرار است این عدالت به دست چه کسی برقرار شود؟

مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال و مدیرانی که سال‌هاست مسئولیت اداره و نظارت بر فوتبال کشور را بر عهده دارند؟

واقعیت این است که اگر قرار باشد مشکلات ریشه‌دار ورزشگاه‌های ایران و اتفاقات تأسف‌بار دیدار ملوان و تراکتور بار دیگر صرفاً با تصمیمات مهدی تاج و همکارانش در فدراسیون فوتبال برطرف شود، شاید پرشورها چندان امیدی به اصلاح این روند نداشته باشند؛ چراکه عملکرد سال‌های گذشته فدراسیون در مقابله با توهین‌های قومیتی و رفتارهای تبعیض‌آمیز، پرسش‌های جدی درباره میزان قاطعیت و بازدارندگی تصمیمات این مجموعه ایجاد کرده است.

اگر قرار است عدالت به دست مهدی تاج برقرار شود، باید پرسید چرا در تمام این سال‌ها، برخوردی صورت نگرفته که بتواند برای همیشه یا دست‌کم به شکلی مؤثر، مانع تکرار چنین رفتارهایی در ورزشگاه‌های کشور شود؟ مگر مسئولیت مدیران فوتبال تنها برگزاری مسابقات، اعلام نتایج و اهدای جام است؟ پس حفظ حرمت بازیکنان، صیانت از کرامت هواداران و مقابله با تبعیض و نفرت‌پراکنی چه جایگاهی در مدیریت فوتبال ایران دارد؟

از نگاه بسیاری از هواداران تراکتور، مهدی تاج و همکارانش در آزمون مقابله با این پدیده، کارنامه قابل دفاعی ارائه نکرده‌اند و تکرار اتفاقات مشابه در سال‌های مختلف، نشانه‌ای از ناکارآمدی برخوردهای گذشته است. به همین دلیل، اعتماد دوباره به وعده‌های مسئولانی که پیش‌تر نیز فرصت کافی برای اصلاح این وضعیت داشته‌اند، کار آسانی نخواهد بود.

بی‌تردید اگر از همان سال‌های نخست، برخوردی جدی، قانونی و بازدارنده با توهین‌های نژادپرستانه، قومیتی و ناموسی صورت می‌گرفت و این رفتارها پیش از تبدیل شدن به معضلی تکراری در ورزشگاه‌ها ریشه‌کن می‌شد، امروز شاهد تکرار چنین صحنه‌هایی نبودیم.

اگر فردی که در ورزشگاه به قومیت، هویت یا خانواده یک بازیکن توهین می‌کند، از همان ابتدا می‌دانست که رفتار او با مجازاتی جدی و بازدارنده روبه‌رو خواهد شد، بدون تردید پیش از بر زبان آوردن هر ناسزایی، بیشتر به عواقب رفتار خود فکر می‌کرد.

اما زمانی که برخوردها به صدور چند بیانیه، محکومیت لفظی، وعده رسیدگی یا احکامی محدود ختم شود و پس از مدتی همه‌چیز به روال سابق بازگردد، طبیعی است که چنین رفتارهایی بار دیگر تکرار شوند و این چرخه معیوب همچنان ادامه پیدا کند.

امروز مسئله تنها تعیین نتیجه یک مسابقه فوتبال میان ملوان و تراکتور نیست. موضوع بسیار فراتر از سه امتیاز، یک پیروزی یا شکست در جدول لیگ برتر است. آنچه در انزلی رخ داد، بار دیگر موضوع حفظ حرمت اقوام، احترام به خانواده بازیکنان و مسئولیت نهادهای ورزشی در مقابله با رفتارهای تبعیض‌آمیز را به یکی از مطالبات جدی افکار عمومی تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، امید بستن صرف به فدراسیون فوتبال، بدون نظارت جدی و مطالبه‌گری مستمر، این نگرانی را به وجود می‌آورد که سرنوشت پرونده اخیر نیز تفاوت چندانی با اتفاقات سال‌های گذشته نداشته باشد؛ پرونده‌هایی که با واکنش‌های گسترده آغاز شدند، اما نتوانستند به تغییر پایدار در فضای ورزشگاه‌ها منجر شوند.

از همین رو، انتظار می‌رود مسئولان کشوری و استانی که طی ساعات گذشته در حمایت از حقوق تراکتور و مردم آذربایجان موضع‌گیری کرده‌اند، مطالبه عدالت را تنها به انتشار بیانیه و انجام مصاحبه محدود نکنند و تا روشن شدن تمامی ابعاد پرونده و اتخاذ تصمیمی قانونی، شفاف و بازدارنده، پیگیری‌های خود را ادامه دهند.

اگر مسئولان واقعاً خواهان برچیده شدن بساط توهین‌های قومیتی، نژادپرستانه و ناموسی از ورزشگاه‌های ایران هستند، باید این موضوع را از تمامی ظرفیت‌های قانونی و نهادهای نظارتی و مسئول کشور دنبال کنند و در صورت ضرورت و وجود مستندات کافی، از مسیرهای قانونی موجود در نهادهای بین‌المللی فوتبال نیز پیگیر موضوع باشند.

این مطالبه نباید به نتیجه یک مسابقه یا منافع مقطعی یک باشگاه گره بخورد. حتی اگر پیگیری اصولی و قانونی این پرونده در نهایت به تصمیمی منجر شود که از نظر امتیازی به سود تراکتور نباشد، باز هم نباید اصل مطالبه برخورد با توهین‌های قومیتی و صیانت از حرمت انسان‌ها به فراموشی سپرده شود.

چراکه ارزش و کرامت یک ملت، حرمت خانواده‌های بازیکنان و احترام به هویت مردم، بسیار فراتر از یک جام قهرمانی و چند امتیاز فوتبالی است؛ ارزش‌هایی که نباید قربانی مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی و ضعف در اجرای مقررات شوند.

اکنون توپ در زمین فدراسیون فوتبال و نهادهای مسئول است؛ مجموعه‌هایی که باید نشان دهند آیا اراده‌ای واقعی برای مقابله با این رفتارها وجود دارد یا قرار است بار دیگر شاهد تکرار وعده‌ها و تصمیماتی باشیم که نتوانسته‌اند مانع بازگشت این اتفاقات شوند.

عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که در عمل اجرا شود، نه آنکه تنها در بیانیه‌ها و مصاحبه‌های مسئولان تکرار شود.

و در نهایت، پرسشی که همچنان پیش روی مهدی تاج و مدیران فدراسیون فوتبال قرار دارد، این است:

اگر در تمام این سال‌ها فرصت مقابله با این رفتارها را داشته‌اید و هنوز شاهد تکرار آن‌ها هستیم، چه تضمینی وجود دارد که این‌بار عدالت در حد وعده باقی نماند؟

برای پرشورها، مسئله دیگر فقط نتیجه بازی ملوان و تراکتور نیست؛ مسئله پایان دادن به سال‌ها توهین و بی‌احترامی است. مطالبه‌ای که با یک رأی انضباطی پایان نمی‌یابد و تنها با برخوردی عادلانه، مؤثر و بازدارنده می‌توان به تحقق آن امیدوار بود.